عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )
167
الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )
ريخت زهر كين به كام همدم نامحرمش * دشمنان ، اينك حريم حرمت حقّ مىدرند * * * سينهء صندوقهء علم خدا مجروح شد * حيله و تزوير بر كشتى و هم بر نوح شد خسته از بار مصائب ، مظهر سبّوح شد * دوستان ، زين ماجرا ، همچون سپند مجمرند * * * در شباب زندگى ، گلزار عمرش شد خزان * شد عزاخانه ز داغش محفل كرّوبيان هادى شرع و شريعت گفت با خلق جهان * غنچههاى مصطفى از جور اعدا پرپرند * * * يادگارى در جهان دارد چو جدّ اطهرش * آن كه عطشان بود لعل جويبار كوثرش چون سه روزش بود در معراج عزّت ، پيكرش * سرفراز سرفرازان ، شمع بزم دلبرند * * * آن يكى مسموم زهر و آن دگر ، رأسش جدا * زين دو ماتم ، ولوله افتاد در ارض و سما خونبهاى شاه دين ، قطره ، بود ذات خدا * ديدهها در انتظار مهدى ما بر درند توسّل پناه عوالم ، به جسمم روان * خديو جهان ، مظهر لا مكان امام همه خاك و افلاكيان * على بن موسى ، ز بند گران